مراحل کار دادرسی

براساس سند مراحل دادرسی، دادگاه ایران تریبونال در دو مرحله برگزار می شود. این دو مرحله شامل کمیسیون حقیقت یاب و دادگاه (تریبونال) است

هدف کمیسیون حقیقت یاب، جمع آوری اظهاریه ها و شهادت نامه ها، اسناد،  چاپ و نشر گزارش در پیوند با اعدام های جمعی و گسترده سال های اولیه دهه ۶٠ و قتل عام زندانیان سیاسی در تابستان ۶٧ است. کمیسیون همچنین درارتباط با چگونگی پیگرد قانونی موارد نقض حقوق مردم، دستگیری، شکنجه و اعدام و قتل مخالفان سیاسی و راه های پیشگیری از تکرارچنین فجایع انسانی درآینده، توصیه هایش را آماده می کند. گزارش کمیسیون، مبنای کیفرخواست علیه جمهوری اسلامی ایران در مرحله دوم دادگاه ایران تریبونال خواهد بود. یکی دیگر از دلایل موجودیت کمیسیون حقیقت یاب ایجاد فرصت برای خانواده های جان سپردگان و جان بدربردگان از کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت  است که نقطه نظرات شان را به گوش مردم جهان برسانند و آن چه را که برخود و عزیزان شان در دهه شصت کذشته است در تاریخ ثبت کنند. آگاه کردن مردم جهان در ارتباط با این کشتارها و بازگویی بیرحمی ها و شقاوت این دهه، از دیگر دلایل تشکیل این کمیسیون است.

کمیسیون حقیقت یاب که در ارتباط با رسیدگی به کشتار زندانیان سیاسی در دهه شصت تشکیل می شود، پدیده ای غیر عادی خواهد بود. چرا که در بین کمیسیون هایی که تابحال تشکیل شده نخستین کمیسیونی خواهد بود که منحصرا توسط مردم و بدون پشتیبانی هیچ دولتی تشکیل می شود. افزون بر این، فرآیند دادرسی این کمیسیون نیز فرآیندی غیرعادی است، زیرا که این نخستین کمیسیون حقیقت یابی خواهد بود که نقض حقوق بشر توسط حکومتی که هنوز بر قدرت است را، مورد رسیدگی قرار می دهد.

کمیسیون حقیقت یاب، به هیئت منصفه ای کارآزموده و بین المللی نیاز دارد ( که ترجیحا از متخصصانی در حوزه های حقوق، سیاست، حقوق بشر و اساتید دانشگاه و روزنامه نگاران تشکیل شده باشد). علیرغم اینکه حضور حقوق دانان و قضات در خور اهمیت است، اما ترجیح داده می شود که هیئت کارشناسان ما صرفا از حقوق دانان و قضات تشکیل نشده باشد، زیرا که این شبهه را بدست می دهد که گویا هیئت مذکور بناست که صرفا به امور قضایی رسیدگی کند، تا اینکه یک هیئت حقیقت یاب باشد.

هیئت قضات(کمیسیونرها) پیش از تشکیل کمیسیون، شهادت نامه های جان بدربردگان و خانواده ها را که کمیته راهبردی حقوقی کارزار ایران ترییونال درطول دو یا سه ماه پیش از تشکیل کمیسیون دریافت کرده اند، مورد بررسی قرار می دهند.  افرادی که شهادت نامه های شان را تسلیم می کنند  لازم است شخصا در برابر هیئت منصفه حضور یابند، یا اینکه از طریق ویدیو کنفرانس با این هیئت تماس برقرار کرده و شهادت دهند. شاهدین می بایست صرفا در مورد تجربه های شان صحبت کنند. به طور نمونه، خانواده های جان باختگان می بایست صرفا رویدادهایی را که به مرگ عزیزان شان در زندان انجامیده و تاثیرات آن بر خود و خانواده شان را توضیح دهند

بعد از اینکه کمیسیون همه شهادت نامه ها را دریافت کرد، می بایست گزارش کتبی خود را که دربرگیرنده همه یافته هایش است، منتشر و در اختیار دادگاه ایران تریبونال قرار دهد. گزارش می بایست درک هیئت منصفه از رویدادهای دهه ۶٠ به ویژه کشتار زندانیان سیاسی در تابستان ۶۷را مورد بحت و تفحص قرار دهد، به عاملین این واقعه اشاره کند و چگونگی پیگیری این قضیه در دادگاه را روشن نماید.

 

دادگاه( ترییونال)

فرایند دادرسی دادگاه همچون کمیسیون حقیقت یاب، فرایندی غیرعادی است. چرا که در میان دادگاه های غیردولتی که در یک صد سال اخیر برگزار شده است، نخستین دادگاه مردمی است که بتوسط مردم علیه یک حکومت اقامه دعوی می کند. دادگاه دهه خونین در نوع خود تنها دادگاهی مردمی است که حکومتی را در محدوده کشور خود به جرم جنایت علیه بشریت به محاکمه می کشد. دادگاه روند دادرسی و گزارش نشر یافته به وسیله  کمیسیون یاب را مورد بررسی قرار می دهد و شاهدانی را فرا می خواند و براساس آن ها رای صادر می کند.

دادگاه به هیئت منصفه بین اللمللی نیاز دارد که اعضای آن لازم است از میان  قضات و حقوقدانان سرشناس و مترقی از کشورهای گوناگون انتخاب شوند.

ازآنجایی که پرونده دهه خونین تابحال از سوی مطبوعات بین المللی پوشش چندانی قرار نگرفته است، بهترین کار این خواهد بود که پانل مورد نظر ما از چهره های مردمی و سرشناس با نفوذ بین المللی تشکیل شده باشد. لازم است سازمان های مستقل حقوق بشری، حقوقی و روزنامه نگاری، نهادهای مردمی کشورهائی که تجارب خونین از سر گذارنده اند، برای نمونه تشکل خانواده ها در شیلی و مادران در آرژانتین و زندانیان سیاسی در ترکیه از وجود دادگاه و کمیته تحقیق مطلع شوند و در هماهنگی با سازمان دهندگان فعالیت کنند. هر تعداد بیشتری از این دست سازمان ها در جریان برنامه ریزی کارزار دادگاه قرار داشته باشند، امکان اینکه اینان این رویداد را چه پیش از شکل گیری اش و یا چه پس از پدید آمدنش تبلیغ کنند، بیشتر است.

بی نهایت اهمیت دارد که این کارزار تا آنجا که امکان داشته باشد توجه رسانه های جمعی را پیش از تشکیل دادرسی به خود جلب کند. به خبرنگاران می بایست این فرصت داده شود که شهادت شاهدان را پوشش دهند (مگر اینکه شاهدی درخواست کرده باشد که شهادت خود را به طور خصوصی ارایه دهد). افزون بر این، گزارش های انتشار یافته می باید به گسترده ترین شکل ممکن هم در رسانه های ایرانی خارج از کشور و هم در رسانه های غیرایرانی تحت پوشش قرار گیرد. اعضای کمیسیون نیز موظفند که مقالاتی در پیوند با تجربه کاری و یافته های شان در کمیسون درروزنامه های کشورشان به چاپ رسانند. از گزارش کمیسیون تحقیق و حکمی که دادگاه صادر می کند باید هم چون یک ابزار تبلیغاتی جهت جلب توجه افکار عمومی بین المللی به کشتار زندانیان سیاسی در ده شصت استفاده شود.