پیام خانواده های فعال در کارزار ایران تریبونال به دادگا

قضات محترم؛ خانم ها و آقایان

با درودهای صمیمانه،

اینک لحظات پایانی دادگاهی را می گذرانیم که نه تنها برای مردم ایران، بلکه برای تاریخ انسانیت و بشر قرن حاضر از اهمیت ویژه ای برخوردار است. خوشبختانه در همین زمان کوتاهی که از برگزاری کمیسیون حقیقت یاب در لندن می گذرد بازتاب سیاسی و اجتماعی اظهارات ما در آن دادگاه، به بار نشسته و صدای دادخواهی و آزادی خواهی و عدالت جویانه اعلام جرم مان علیه جمهوری اسلامی را مردم ایران و جهان شنیده اند. شادمانیم از این که توانسته ایم صدای عزیزان به خون خفته خود باشیم و هرگز از فریادهای دادخواهانه خود کوتاه نخواهیم آمد.

تاثیر این دادگاه و شهادت خانواده ها و زندانیان سیاسی جان بدربرده از کشتارهای دهه شصت، آن چنان بوده که هیچ کس را در مقابل خود بی تفاوت نگذاشته است. از تشویق و حمایت گستردۀ مردم، به ویژه استقبال نسل های بعد از دهه ۶۰ گرفته تا پوشش خبری دادگاه از سوی رسانه های جمعی بین المللی.

فریاد دادخوهانه و عدالت جویانه ما را جمهوری اسلامی تاب نیاورد، برای نخستین بار قریب به سه دهه پس از ارتکاب به این جنایات عظیم، به اعدام هزاران تن از عزیزان ما اعتراف کرد؛ اما در عین حال، برای توجیه جنایاتش و پوشاندن عظمت و ابعاد وسیع اجتماعی این دادخواهی و یک سویه نشان دادن آن، برگزاری این دادگاه را تنها به یک گروه خاص نسبت داددر حالی که همه افرادی که شهادت شهود را شنیده اند به خوبی بر اجتماعی بودن و پوشش همه جانبه شهادت ها واقفند. این، برای اولین بار است که آگاهی همگانی از فاجعه ای که در دهه ۶۰ برنسل ما گذشت، مستقل از جریان های سیاسی و درعین حال در پیوند با تمامی گرایشات سیاسی و عقیدتی درآن دهه، بر دل و جان جامعه و توده های داخل و خارج کشور تاثیر می گذارد.

آیا هرگز از درد و رنج عظیمی رنج برده اید که نه تنها درمانی برایش متصور نیست، بلکه وجودش نیز انکار می گردد و حتی بیانش امکان پذیر نمی باشد. نه به دلیل ترس، بلکه به دلیل تقدس آن رنج و به دلیل این که احساس کنید بیان آن درد ورنج برای دیگران قابل درک نبوده و به افزایش درد منجر می گردد.آنچه که در کمیسیون حقیقت یاب لندن گذشت و آنچه در این مرحله شاهدش بودید و شنیدید فقط و فقط باز کردن زخم درون مان و نگاهی جمعی به صدمات وارده است. ما از دردآور بودن این نگاه به زخم درون مان از همان ابتدا آگاه بوده ایم. اما اگاهانه آن را به جان خریده ایم. باشدکهاینیادآوری جمعی شروعی باشد برای فریاد دردهای مشابه و آغازی باشد برای پایان یافتن این دردها برای نسل فردا.

ما براین باوریم که برگزاری این دادخواهی تاریخی، خواست عموم مردم ایران، به ویژه خانواده هائی است که عزیزان شان را در زندان های ایران اعدام کردندو درگورستان های بی نام و نشان در پنهان دفن شان کردند.

ما واقفیم که درمان واقعی این درد ممکن نیست، مگر با محاکمه جنایتکاران در پیشگاه همه مردم ایران و با حضور تمامی خانواده های رنج کشیده در ایرانی آزاد. اما تسکین این درد با خاطره جمعی ما و دادگاه ایران تریبونالمیسر می گردد. با ایمان به این که نتایج این تریبونال و دادخواهی های بعدی در راستای اهداف انسان دوستانه و صلح طلبانه و به صورت جلوگیری از تکرار این جنایتات وحشیانه به بار خواهد نشست و نسل های بعد از ما شاهد شیوه های انسانی تری برای حل و فصل مشکلات سیاسی و اجتماعی شان خواهند بود.

ضمن سپاس فراوان از همه فعالین ایران تریبونال اعم از حقوقدانانی که از همان ابتدای کار دست یاری به ما داده و راهنمای ما برای انتخاب الگلویدادگاهمردمی بودند تا حقوقدانانی نظیر پروفسور کادر اسمال که عمرشان وفا نکرد تا شاهد پیشبرد کار تربیونال تا این مرحله باشند، از شما قضات محترم و اعضا کمیته راهبری و تیم دادستانی سپاسگزاریم که تحقق این امر را که از ابتدا غیرممکن به نظر می رسید، ممکن ساخته و نقش تاریخی خود را در تاریخ بشریت ایفا نمودهاید. بدون دانش و توانائی حقوقی شما این حرکت تاریخی قادر نخواهد بود آن چنان که باید بر دادخواهی و عدالت جویی انسان های تحت ستم موثرواقع گردد.

ما ضمن تبریک برگزاری این دادخواهی تاریخی، از همه افرادی که داوطلبانه به برگزاری این دادگاه یاری رسانده اند و در همه این سال ها برای این دادخواهی و آزادی خواهی و عدالت خواهی تاریخی با ما بوده اند، قدردانی می کنیم. آن را اقدامی بسیار مهم در راستای روشن شدن جنایاتی می دانیم که جهان سی سال است چشم بر روی آن بسته است.

این دادگاه، یک دستاورد تاریخی برای ما خانواده ها و همه مردم  ایران است، که شکل گیری آن را یک موفقیت بزرگ در راستای مبارزات مردم ایران برای رهائی می دانیم.

هفتم آبان ۱۳۹۱مطابق با ۲۷اکتبر ۲۰۱۲